دوستان عزیزم سلام.مقاله ی امروز در مورد هوش اجتماعی و ارتباط آن با رسالت فردی می باشد.

از همراهی همیشگی شکا بسیار سپاسگذارم.

 

هوش اجتماعی و رسالت فردی

اغلب بزرگترین راه بر سر راه کسب مهارت این است که روحیه ی ما به واسطه ی

مخالفت ها و بدجنسی های اطرافیان ضعیف می شود.

اگر مواظب نباشیم ذهن ما تسلیم این بدجنسی ها و رفتارهای سیاستمندارانه ی آن ها می شود.

مشکل اساسی ما در محیط اجتماعی به خاطر رفتارها و تفکرات

ساده لوحانه ی ما می باشد؛

این که تمایل داریم نیازهای احساسی و علاقه های قلبی خودمان را به

مردم ابراز کنیم.ما در تشخیص نیت های آن ها

دچار اشتباه می شویم و به روش هایی واکنش نشان می دهیم که باعث سردرگمشدن ما می شوند.

هوش اجتماعی چیزی جز توانایی مشاهده ی واقعی و حقیقی افراد نیست.

اگر تمرکز خودمان را از روی افکارمان برداریم می توانیم

تمرکز عمیق بر روی دیگران را یادبگیریم و معنی رفتار آن ها در هر لحظه ای یادبگیریم.

اگر با آرامش محیط اجتماعی اطراف خودمان را بررسی کنیم

زمان و انرژی زیادی برای تمرکز بر یادگیری و کسب مهارت ها خواهیم داشت.

هوش اجتماعی و رسالت فردی
هوش اجتماعی و رسالت فردی

اگر موفقیتی را بدون  هوش اجتماعی به دست آوریم این مهارت

مهارت واقعی نیست و هیچ دوامی ندارد.مردم از سرشت و فطرت ذاتی برخودار هستند

بعضی از آن ها بی خیال هستند، بعضی کینه ای هستند و بعضی دیگر هم از شخصیتی انعطاف پذیر برخوردارهستند.

آدم ها با این ویژگی ها در همه جا وجود دارند.

این تفاوت ها و اختلافات از آغاز شهرنشینی وجد داشته است .ناراحتی

یا تلاش برای تغییر ان ها کاری بسیار بیهوده است.

بهتر است آن ها هر طوری که هستند بپذیریم، درست مثل گل رز که آن را

با وجود خارهایش می پذیریم.بهتر است با دیدن و مشاهده دانش

مربوط به شناخت سرشت و طبیعت دیگران را یادبگیریم درست مثل همان کاری که برای

به دست آوردن دانش های دیگر نیز انجام می دهیم.

ما باید به هر کسی حق زندگی مطابق با شخصیتش را بدهیم.

تمام کاری که باید انجام دهیم این است که به جای تلاش

برای تغییر و یا سرزنش او سعی کنیم شخصیت و طبیعت او را بپذیریم

ناراحت شدن به خاطر طبیعت و سرشت یک نفر کار بسیار احمقانه ای است.

عاقلانه ترین کار ممکن در برخورد با افرادی که توانایی تغییر آن ها را نداریم این است که

از آن ها با توجه به ویزگی هایی ذاتی که دارند استفاده کنیم.

ما انسان ها بهترین و برترین موجودات اجتماعی هستیم.اجداد اولیه ی ما

صدها سال پیش دسته بندی های اجتماعی

پیچیده ای را به وجود آوردند.به همین ترتیب آن ها نه تنها از توانایی

تقلید اطرافیان خود برخوردار بودند

بلکه می توانستند با نفوذ به ذهن دیگران، تفکرات و احساسات آن ها را ترسیم کنند.

این نوع انتقال فکر برای آن ها امکان همکاری با افراد در سطح های بالا

را فراهم می کرد.

به لحاظ علمی امروزه همه ی ما از ابزارهای طبیعی یعنی انتقال فکر و تفکر منطقی

برای درک کامل انسان های اطرافمان برخورداریم.

هوش اجتماعی و رسالت فردی
هوش اجتماعی و رسالت فردی

اما در عمل این ابزار ها تا حدودی بلااستفاده باقی مانده اند.

دلیل آن را می توان در دوران کودکی جست و جو کرد.

ما انسان ها برخلاف حیوانات با درجه ی بسیار بالایی ار ضعف و ناتوانی متولد می شویم و

پیش از اینکه به استقال دست پیدا کنیم سال های زیادی را

در ضعف و ناتوانی به سر می بریم.

این دوران طولانی قبل از بلوغ حدود دوازده تا هجده سال طول می کشد

ولی در عین حال کاربدی بسیار ارزشمند دارد.

در این دوران ما از فرصت تشکیل و گسترش مغزمان برخوردار می شویم

که مهم ترین و بهترین ابزار ما به شمار می آید.

چند سال دیدن مردم از زیر ذره بین نیازهای احساسی مان عادتی را در ما به وجود آورده است

که کنترل آن بسیار سخت و دشوار است.

نام این دیدگاه را می توانیم دیدگاه خام بگذاریم.

اگر چه داشتن چنین دیدگاهی با توجه به طبیعت ما

در دوران کودکی بعید می باشد اما از طرفی دیگر

به دلیل اینکه ما را در حلقه ای از تصورات و توهمات کودکی فرو می برد

در تغییر دیدگاه ما نسبت به مردم نقش بسیار خطرناکی را ایفا می کند.ما با همین دیدگاه

وارد دنیای کودکی و دوره ی آموزش می شویم و در محیط کار

ناگهان با محیطی بسیار رقابتی روبرو می شویم.

این دیدگاه خام ما را حساس و آسیب پذیر می کند .با نگاهی به درون خودمان متوجه می شویم که

تا چه حد اعمال، رفتار و صحبت های دیگران ما را

گرفتار می کند و ما هم چنان به تعبیر اشتباه نیت های آن ها ادامه می دهیم.

ما احساسات خودمان را با آن ها در میان می گذاریم

در واقع ما هیچ درک درستی از طرز تفکر آن ها و یا نیت ها و انگیزه های آن ها نداریم.

ما در برخورد با افراد در محیط کاری از درک  دلیل حسادت

یا بدجنسی آن ها ناتوان می مانیم و معمولا رفتار آن ها را با توجه به تفکرات خودمان

حدس می زنیم.

اگر مواظب نباشیم این الگوها به مرحله ی دیگری از زندگی نیز انتقال می دهیم

یعنی مرحله ی فعالیت، خلاقیت که در آن از جایگاه

اجتماعی بالاتری برخوردار هستیم.در این مرحله بی لیاقتی دراجتماع نه تنها خجالت آور

خواهد بود حتی موقعیت شغلی مان را نیز با خطری جدی روبرو می کند

به طور کلی افرادی که نگرش دوران کودکی خود را در دوران

بزرگ سالی هم حفظ می کنند به سختی می توانند موفقیت هایی

را که با استفاده از استعدادهای ذاتی به دست آورده اند

تکرار کنند.

هوش اجتماعی یعنی دست کشیدن از این تفکر و دیدگاه خام و دست یابی به دیدی

واقعی و حقیقی می باشد.در این فرآیند

توجه و تمرکز ما به جای اینکه بر روی خودمان باشد بر روی

دیگران خواهد بود و مهارت های مشاهده و انتقال فکر در ما تقویت خواهد شد.

بنابراین ما از سیاه و سفید دیدن افراد دست می کشیم و آن ها را

همانطور که هستند می پذیریم.این همان طرز فکری است که در دوران آموزش

باید در خودمان پرورش دهیم.

قبل از آن که بتوانیم به چنین دیدگاهی دست پیدا کنیم باید به دیدگاهی که در دوران کودکی داشتیم

غلبه کنیم.

باید بدانید تا زمانی که به این آگاهی دسترسی پیدا نکرده اید به دیگران با دید

خام دوران کودکی نگاه می کنید.همچنین در دست یابی به

هوش اجتماعی دچار مشکلات بسیاری خواهید شد.شما می توانید با به دست آوردن

آگاهی و نگرش جدید در دوره ی مربوط به آموزش هوش اجتماعی

پیشرفت کنید.هوش اجتماعی از دو جز تشکیل می شود که هر دو جز از اهمیت

ویژه ای برخوردار هستند.

اولین جز این هوش بخشی است که ما آن را

دانش مخصوص در تشخیص افکار دیگران  نام گذاری می کنیم

و به معنای درک نگرش دیگران به جهان و تشخیص سلیقه های فردی آن ها می باشد.

جز دوم هوش اجتماعی همان دانش جامع در مورد طبیعت بشر است و

به معنای افزایش دانش و درک ما از الگوهای انسانس می باشد که به ما قدرت

ویژه ای در شناخت ویژگی های انسانی از جمله بعضی از منفی ترین ویژگی ها می بخشد.

از آن جایی که ما هر کدام ویژگی های منحصر به فرد خود را داریم

تنها در صورت تسلط بر هر دو جز می توانیم تصویر کاملی از اطراف خود داشته

باشیم .به دست آوردن و تجربه ی هر دو نوع این دانش مهارتی ارزشمند و ضروری در مسیر

دست یابی به مهارت، انتخاب استاد مناسب و گذراندن مرحله ی آموزش را برای ما به وجود می آورد.

هوش اجتماعی و رسالت فردی
هوش اجتماعی و رسالت فردی

 

با بیان خوش جاودان و ثروت آفرین باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − هفت =