معجزه بیان

معجزه بیان

فهرست مطالب صفحه

معجزه بیان

معجزه بیان بله درست است معجزه، در این مقاله می خواهیم از معجزه بیان صحبت کنیم.

معجزه بیان با اعجاز کلمات و زبان اجرا می شود. معجزه بیان و زبان محاوره ای از ویژگی‌های منحصر به فرد انسان و یکی از ویژگی‌های اصلی تمایز او از سایر مخلوقات است.

روانشناس بزرگ ، زیگموند فروید معتقد است کلمات ابزار اساسی خودآگاهی مردم اند.

به گفته ی او:

کلمات قدرت جادویی بسیاری دارند ، واژه ها سبب شادی یا ناراحتی دیگران می شوند،

معلم دانش خود را با کلام در اختیار دانش آموزان قرار می دهد،

سخنوران با کلمات ، شنوندگان را با خود همراه می کنند‌.

کلام حس چهارم خوانده می شود و ابزاری برای تأثیرگذاری بر دیگران است.

معجزه بیان یعنی کلمات مناسب در جای درست خود، ممکن است تأثیری مثبت و بزرگ داشته باشند.

متأسفانه ، کلمات نادرست در زمان و مکان نامناسب ، ممکن است انسان را سردرگم و ضعیف کند

و چه بسا آسیب جدی و جبران ناپذیر وارد کند.

الگوهای معجزه ی بیان با مطالعه ی تأثیر قدرت زبان در تغییر شیوه ی زندگی مردم به دست آمده است.

برای درک بهتر ، چند داستان واقعی برایتان بیان می کنم:

روزی یک پلیس، گزارشی اضطراری از دعوا در محدوده ی کارش دریافت کرد.

افسر پلیس بسیار محتاط بود و می دانست که افراد خشن از پلیس خوششان نم آید و به هیچ وجه ، دوست ندارند او در زندگی شان دخالت کند.

وقتی افسر به محل آپارتمان رسید ، صدای فریاد و کمک خواهی زنی و همراه با آن ، صدای شکسته شدن ظروف و لوازم مختلف به گوشش رسید.

ناگهان تلویزیونی از پنجره به بیرون پرت شد و جلوی پای او شکست.

بیشتر از این نتوانست صبر کند.رفت و محکم به در آپارتمان زد.صدای زمخت مردانه ای جواب داد:

این دیگر کیست که در میزند؟

افسر پلیس در حالی که به تکه های شکسته ی تلویزیون نگاه می کرد جواب داد:

تعمیر کار تلویزیونم. با این جمله مرد عصبانی قهقهه زد و در را باز کرد و پلیس توانست وارد منزل بشود.

بعدها این پلیس در خاطراتش آورد که این جمله برایش از ماه ها تمرین دفاع شخصی کارسازتر بوده است.

داستان دوم:

جوانی که توهم داشت پیامبر است در بخش روانی بیمارستانی بستری شد.

در آن بخش ، روزها را با نصیحت های بی اثر دیگران که هیچ توجهی به او نداشتند به سر می برد.

روانشناسان و مددکاران ، در متقاعد کردن او برای دست برداشتن از توهمش ، هیچ موفقیتی نداشتند.

روزی روانشناس جدیدی بعد از مشاهده و دقت در رفتار بیمار به او نزدیک شد و گفت :

حدس می زنم تو تجربه ی نجاری داری. مرد جوان جواب داد:

بله، چطور؟

روانشناس توضیح داد:

ما در حال ساختن اتاق احیا در بیمارستان هستیم و به کمک یک نجار نیاز داریم.

می توانیم به کمک تو امیدوار باشیم؟

البته اگر از کسانی باشی که دوست دارند به دیگران کمک کنند.

بیمار قبول کرد و در آن طرح ، شروع به کار کرد.

او با ایجاد یک رابطه ی طبیعی اجتماعی ، توانست از بیمارستان مرخص شود و کاری مناسب پیدا کند.

این مقاله را هم بخوانید – آموزش فن بیان و خوب صحبت کردن

داستان سوم:

دختر جوانی ، برای ورود به دانشگاه ، گزینه های مختلف را بررسی کرد وتصمیم گرفت به یکی از دانشگاههای معتبر در محل زندگی خود درخواست بفرستد.

حدس میزد تعداد افراد متقاضی این موقعیت بسیارند و او موفق نمی شود.

به همین دلیل ، نا امید شد و تصمیم گرفت به دانشگاه متوسطی در خواست بفرستد.

درباره ی تصمیم خود به مادرش گفت:

مطمئنم که دانشگاههای معتبر درخواست های گوناگونی دریافت می کنند و من نمی توانم موفق شوم.

مادرش گفت:

همیشه برای بهترین ها ، جای خالی وجود دارد.

الهام کلام مادرش سبب شد که به یکی از دانشگاههای معتبر در خواست بفرستد.

سرانجام وارد آن دانشگاه شد و بعداز پایان تحصیل از بزرگ ترین مشاوران بازرگانی شد.

این داستان ها مشخصه ی مشترکی دارند :

چند کلمه‌ی ساده ، با تبدیل باوری محدود کننده به دور نمایی مؤثرتر، زندگی افراد را دگرگون می کند.

و نشان می دهد چگونه کلمات مناسب در جای درست خود ، ممکن است تأثیری مثبت داشته باشد.

ساختار کلمات در معجزه ی بیان ، کار مشابهی انجام می دهد؛

زیرا آن ها ، بر پایه ی نگرش های خاصی بنا شده اند که گاهی ، دیدگاه ها و گمان های افراد را به طور اساسی تغییر می دهند.

نظرات کاربران

4 Comments

Join the discussion and tell us your opinion.

دیدگاهتان را بنویسید

small_c_popup.png

جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام فرم را تکمیل کنید