رسالت فردی

با سلام ممنون از اینکه با ما همراه هستید. ودر جهت پیشرفت قدم برمی داریم.پیشنهاد می کنم مقاله ی امروز با عنوان ((رسالت فردی)) است را مطالعه کنید. ونظرات وپیشنهادات خود را در این زمینه بازگو کنید.

نیروی درونی

همه ی ما از یک نیروی درونی برخورداریم که ما را به سوی رسالت زندگیمان هدایت می کند.

این رسالت زندگی همان هدفی است که به خاطرش زندگی می کنیم.

در دوران کودکی ما کاملا با این نیرو آشنا بودیم.

این نیرو همان نیرویی است که ما را به سوی کارهایی که نسبت به ان ها علاقه و گرایش داشتیم

هدایت می کرد.این نیرو با گذشت سال ها و گوش دادن به نصیحت های والدین یا حرف های هم سن و سالان

و همچنین استرس و اضطراب های روزانه به تدریج محو می شود.این اتفاق باعث نارضایتی می شود.

در واقع این اتفاق یعنی کمبود ارتباط با خود واقعی و آن چه که ما را نسبت به دیگران منحصر به فرد می سازد.

اولین گام برای مهارت همیشه درونی است.

در واقع فهمیدن اینکه شما واقعا چه کسی هستید و دست یابی دوباره به

نیروی درونی شما می باشد.اگر به درک روشنی در این مورد برسید راه خود را

در راستای مسیر حرفه ای درست پیدا خواهید کرد و در این زمان است که همه چیز در جای درست

خود قرار خواهد گرفت و این نکته را در نظر داشته باشید که هیچ گاه برای این قدم برداشتن

در این مسیر دیر نیست.بسیاری از افراد مشهور اعتراف کرده اند

که همه ی آن ها به نوعی ، یک نیرو، ندا و حسی درونی را تجربه کرده اند

که راهنمای ان ها در مسیر موفقیت بوده است.می توان به این احساسات یا نیروها

به دید عارفانه یا یک خیال و رویا نگاه کرد.

ویژگی منحصر به فرد

همه ی ما انسان های منحصر به فردی متولد می شویم.

این ویژگی منحصر به فرد از نظر ژنتیکی

در DNA همه ی ما وجود دارد.هر یک از ما انسان ها پدیده ای هستیم که تنها یک بار در دنیا اتفاق می افتد.

به این معنا که ترکیب ژنتیکی ما هرگز قبل از ما وجود داشته است

و همچنین بعد از ما هم تکرار نخواهد شد.

برای همه ی انسان ها این ویژگی منحصر به فرد در کودکی از طریق خواسته های ابتدایی مشخصی خود را بروز می دهد.

سوال مهمی که در اینجا پیش می آید این است که :

ما چگونه می توانیم از این گرایش های درونی استفاده کنیم و آن ها را توضیح دهیم ؟

واقعیت این است که این گرایش ها نیرو هایی از درون ما هستند و بسیار عمیق می باشند.این نیروها

ما را به سوی تجربه های خاصی هدایت می کنند و از تجربه های اشتباه دور می کنند.

همچنین ما را به این طرف ، اون طرف

می کشند و از طریق راه های خاص بر رشد ذهنی ما تاثیر می گذارند.

برای درک بهتر این مطلب می توان آن را این گونه بیان کرد :

با تولد هر یک از ما دانه ای کاشته می شود.

این دانه همان ویژگی منحصر به فرد یا یگانگی ما می باشد.

این دانه باید رشد کند ، تغییر کند و به نهایت ظرفیت خودش دست پیدا کند.

برای این کار از انرژی کافی برخوردار است.

رشد آن دانه ، تبدیل شدن آن به گل و استفاده ی ان در زنگی شغلی رسالت هر یک از ما می باشد.

همه ی ما یک سرنوشتی داریم که اگر به خوبی و بیشتر آن را احساس کنیم و  از آن مواظبت کنیم،

شانس ما برای به انجام رساندن رسالت زندگی و دست یابی به مهارت افزایش پیدا می کند.

رسالت فردی
رسالت فردی

نیروی مخرب

عامل ضعیف کننده ی این نیرو و آن چه که باعث می شود

ما این نیرو را احساس نکنیم یا حتی به وجود آن شک کنیم

توجه ما به نیروی دیگری می باشد.این نیرو می تواند :

فشارهای اجتماعی برای همرنگ شدن ما با دیگران باشد که

این این نیروی مخالف می تواند بسیار قدرتمند خود را نشان دهد.

ما می خواهیم مثل دیگران باشیم و حتی در بعضی مواقع

احساس می کنیم که این تفاوت ما با دیگران بسیار دردناک و خجالت آور است.

در بعضی مواقع والدین یا اطرافیان نقش این نیروی مخالف را ایفا می کنند.

آن ها می خواهند ما را به سوی حرفه های

سودمند هدایت کنند.اگر این نیروهای مخالف به حد کافی قدرتمند عمل کنند ،

ارتباط ما با ویژگی منحصر به فرد و حقیقت وجودی مان

کاملا قطع می شود و گرایش ها و خواسته های ما هم هم راستا با خواسته های دیگران می شود.

این اتفاق می تواند ما را در مسیر بسیار خطرناکی قرار دهد.

شغلی را انتخاب می کنیم که اصلا مناسب ما نیست.

آرزو ها و علاقه هایمان به آهستگی کاهش پیدا می کنند

و شغل ما هم از این آسیب در امان نخواهد ماند.

در این مرحله ما به نقطه ای می رسیم

که به دنبال احساس رضایت در هر جایی بیرون از شغل و حرفه  مان می گردیم.

و همچنین توجه کافی نسبت به شغل مان هم نخواهیم داشت.

در نتیجه از زمان عقب می افتیم و بهای این انتخاب

اشتباه را هم خواهیم داد.هنگامی که می خواهیم تصمیم های سرنوشت ساز بگیریم

سردرگم می شویم و از کارها و راهنمایی های

دیگران استفاده می کنیم زیرا نیروی درونی خود را گم کرده ایم.

در حقیقت ارتباط ما با سرنوشتمان که از لحظه ی تولد شکل گرفته بود از

دست داده ایم.ما باید به هر قیمتی که شده از این سرنوشت دوری کنیم.

مراحل و انجام کارهای پیوسته

برای دنبال کردن و پیدا کردن رسالت زندگی مان تا رسیدن به نهایت مهارت،

در هر مرحله ای از زندگی می تواند آغاز شود.

نیروی پنهان درون ما در هر شرایطی و همیشه آماده ی به کارگیری می باشد.

رسالت فردی
رسالت فردی

شناخت رسالت زندگی از سه مرحله تشکیل شده است:

در مرحله ی اول باید با درون خود و گرایش هایتان ارتباط برقرار کنیم

تا احساس یگانگی را به ما منتقل کند.

بنابراین قدم اول درونی است.

باید گذشته را برای یافتن نیروی درونی و حقیقت وجودی مان جست و جو کنیم.

حرف ها و صداهای والدین یا هم سن و سالانمان را که ما را گیج می کنند باید کنار بگذاریم.

باید دنبال یک الگوی پایه بگردیم.

الگویی که پایه و اساس شخصیت ما را شکل می دهد و باید تا جایی که می توانیم عمیق تر به آن بپردازیم.

در مرحله ی دوم باید به مسیری را که در آن هستیم یا می خواهیم آن را انتخاب کنیم نگاه کنیم.

انتخاب این مسیر یا تعیین یک مسیر دوم از اهمیت زیادی برخوردار است.

برای طی کردن این مرحله باید تعریف گسترشی

از شغل خود داشته باشیم.اغلب ما زندگی شغلی و زندگی شخصی خود را از هم تفکیک می کنیم.

ما می توانیم در زندگی شخصی آرامش و آسایش را تجربه کنیم.

در اکثر موارد شغل را ابزاری برای کسب در آمد در نظر می گیریم.

در این صورت بیشتر وقت خود را صرف ان می کنیم و هیچ لذتی از آن نمی بریم.

این اتفاق بسیار غم انگیز است

زیرا ما مانند یک ربات کار می کنیم و هدف مان از کار کردن فقط کسب درامد است.

پس باید مسیری را

انتخاب کنیم که همانطور که کار می کنیم از ان لذت ببریم و هم چنین شغل و حرفه ی ما به افراد کمک کند.

ندایی که ما را به سوی مسیر درست راهنمایی می کند از طرف خدا نیست؛ بلکه ندایی از درون خود ما می باشد.

این ندا از درون خود ما و از همان ویژگی منحصر به فرد ما سرچشمه می گیرد.

این ندا فعالیت هایی را که با ما سازگارتر است به ما نشان می دهد و در زمان معینی شکل مشخصی از یک حرفه و شغل را به ما

پیشنهاد می دهد.کار ما چیزی است که ارتباطی بسیار نزدیک با اینکه شما چه کسی هستیم

دارد و جزء جدایی از زندگی مان نیست.

اینجاست که باید احساس خود را نسبت به شغلمان پرورش و افزایش دهیم.

و در آخر باید برای مسیر یا حرفه ای خودمان به عنوان یک مسیر پیچیده در شخصیت خودمان نگاه کنیم.باید مسیر و موقعیتی

را انتخاب کنیم که با خواسته های درونی مان سازگاری داشته باشد.این مسیر و موقعیت ابتدایی

فضایی برای یادگیری مهارت های مهم و پیشرفت را در اختیار ما قرار می دهد.

در ابتدای انتخاب مسیر لازم نیست مسیر های بلندپروازانه و جاه طلبانه را انتخاب کنیم.

وقتی ما مسیر و حرفه ای را انتخاب می کنیم

باید ابتدا در آن اعتماد به نفس کسب کنیم و باید با آن حرفه زندگی کنیم.بالاخره یک روز در این مسیر ،

متوجه می شویم که یکی از مسیرهای آن ما را مجذوب خود می کند و نسبت به مسیر های دیگر سرد می شویم.

ما باید هم چنان در حوزه ی مورد نظر خودمان پیشروی کنیم و پایه های مهارت را یاد بگیریم و ان را توسعه دهیم.

در آخر ما به یک حوزه ای خاص یا موقعیتی مناسب دست پیدا می کنیم

که کاملا مناسب و شایسته ی ما می باشد و

در این زمان است که احساس هیجان زدگی و اشتیاقی که در دوران کودکی داشتیم به ما دست می دهد.

به محض اینکه به این احساس دست پیدا کنیم سریع نر و راحت تر سطح های مهارت را یاد می گیریم و به درجه ای

از آن می رسیم که دیگر می توانیم به راحتی از هر نظری به استقلال دست پیدا کنیم.

رسالت فردی
رسالت فردی

بسیار خورسندیم که مقاله ی رسالت فردی را مطالعه کردید.

وامیواریم توانسته باشیم گامی در جهت پیشرفت شما عزیزان برداشته باشیم.

رسالت ما پیشرفت شماست.

وما در جهت پیشرفت شما عزیزان کلاس هایی با عنوان مدرسان ثروت آفرین در مجموعه برگذار کردیم .

تا بتوانیم کشتی موفقیت های شما را در دریای پیشرفت حرکت دهیم . امیدواریم با شرکت در این کلاس ها به نتایج درخشان برسید.

مدرسان ثروت آفرین
مدرسان ثروت آفرین

 

                                             ((با بیان خوش جاودان و‌ثروت آفرین باشید))

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 10 =