دوستان عزیزم سلام.مقاله ای که امروز براتون آماده کردم در مورد تاثیر استاد در  آموزش رسالت فردی

می باشد.امیدوارم این مقاله در انتخاب یک مدرس خوب به شما کمک کند.

 

تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی

اگر زمانی که رسالت فردی خود را انتخاب می کنیم راهنمایی نداشته باشیم

ممکن است سال های با ارزش زندگی مان را در تلاش برای

به دست اوردن دانش از منابع مختلف از دست بدهیم.برای اینکه اتفاق نیفتد باید

از استادان متخصص و باتجربه کمک بگیریم و استاد مناسب خودمان را

انتخاب کنیم.رابطه ی بین یک کارآموز و استاد موثرترین و بهترین شیوه برای

یادگیری می باشد.استادان مناسب و باتجربه می دانند که باید به چه صورتی توجه ما را جلب کنند

و ما را به چالش بکشند.

آن ها بازخوردی فوری و واقعی نسبت به کارهای ما نشان می دهند.

با استفاده از این بازخوردها می توانیم با سرعت بیشتری پیشرفت کنیم.ما از طریق این رابطه ی

دوطرفه و متقابل می توانیم طرز تفکری قدرتمند و متناسب با روحیه ی

فردی در درونمان به جود بیاوریم و تثبیت کنیم.

استادانی را باید انتخاب کنیم که بتوانند نیازهای ما را برطرف کنند و ما را به سمت رسالت

زندگی مان راهنمایی کنند.این را هم در نظر داشته باشید

به محض اینکه این دانش ها را یادگرفتیم و در وجود خود تثبیت کردیم باید

مستقل شویم . راهمان را از آن ها جدا کنیم.

هدف ما همیشه باید برتری یافتن نسبت به استادهایمان از لحاظ مهارت و تخصص باشد.

اگر شخصی دارای یک استعدا ذاتی باشد ولی به درستی

از ان استفاده نکند نباید او را تشویق کرد بلکه باید سرزنشش کرد.زیرا او همه چیز را به تنهایی

یادگرفته است.

فردی که با یک استعداد ذاتی متولد می شود به دنیا نیامده است که به حال خود رها

شود بلکه باید خودش را وقف استعدادش کند و از استادان برجسته همه چیز را یادبگیرد.

آموزش نیازمند حس تواضع و فروتنی می باشد.ما همیشه باید اعتراف کنیم که

افرادی هستند که  آشنایی و دانش بیشتری نسبت به حوزه ی انتخابی ما دارند.برتری آن ها

به خاطر مزایای اجتماعی یا استعدادهای طبیعی نمی باشد

بلکه نتیجه ی گذر زمان و کسب تجربه های مختلف است.قدرت آن ها در هر حوزه ای

به خاطر سیاست یا حیله و نیرنگ نیست بلکه کاملا حقیقی و واقعی می باشد.

تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی
تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی

اما اگر ما چنین حقیقتی را قبول نکنیم و نسبت به هر قدرتی شک داشته باشیم این عقیده

را در پیش می گیریم که باید به تنهایی و با تکیه بر خود مطالب را یادبگیریم و

روش خود آموزی در نظرمان واقعی تر جلوه خواهد کرد.

شاید این نوع نگرش را به معنای استقلال بدانیم ولی در واقع این روش

به خاطر احساس نا امنی ما می باشد.شاید به طور ناخودآگاه این تصور را داشته باشیم که

آموزش دیدن از استادان متخصص به معنای تسلیم شدن به قدرت آن ها

و رد کردن توانایی های ما می باشد.به این دلیل که چنین تصوری داریم حتی اگر

استادانی را در زندگی مان داشته باشیم نسبت به سفارش های

آن ها توجهی نمی کنیم و ترجیح می دهیم کارهایمان را به روش خودمان انجام دهیم.

در واقع فکر می کنیم که اگر از استادان انتقاد کنیم در واقع به نوعی هوش ما را می رساند و اگر

به حرف آن ها گوش دهیم نشانه ی ضعف ما می باشد.

اما باید بدانیم که : تمام چیزی که ما باید در مراحل اولیه ی حرفه ی مورد نظر به آن توجه کنیم

یادگیری دانش تجربی به موثرترین شیوه و حالت ممکن است.

برای دست یابی به این هدف به اساتیدی نیاز داریم که دانش آن ها را قبول داشته باشیم.

پذیرش این موضوع از طرف ما نشانه ی ضعف موقت ما می باشد

که با یادگیری دانش استادمان و کمک گرفتن از آن می توانیم آن ضعف را از بین ببریم.

تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی
تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی

 

دلیل نیاز ما به یک مربی یا استاد بسیار ساده است:

ما می توانیم از طریق مطالعه ی کتاب ها، تمرینات و توصیه هایی که هر از گاهی می شنویم

مرحله ی اموزش و یادگیری را پشت سر بگذاریم ولی این روش

گاهی مفید است و گاهی مضر. زیرا اطلاعات درون کتاب ها اغلب ساده است و ما نمی توانیم

فقط به اطلاعات درون کتاب ها تکیه کنیم و مهارت را یادبگیریم

برای کسب مهارت حتما باید در کنار یک استاد متخصص مربوط به حوزه ی مورد نظرمان

آموزش ببینیم.همچنین تجربه هایی که ما از کتاب ها

به دست می آوریم بازخوردی کافی را برای ما نخواهد داشت.این را هم باید در نظر گرفت که

ما اگر بخواهیم به تنهایی در یک حوزه مهارت و تخصص پیدا کنیم نزدیک ده سال

و حتی بیشتر طول خواهد کشید اما اگر  از یک استاد متخصص کمک

بگیریم در کمتر از پنج سال به مهارت و تجربه ی مورد نظر دست پیدا خواهیم کرد.

اساتیدی که انتخاب می کنیم به ما راه میانبری را نشان نمی دهند

بلکه راهی را که باید طی کنیم برای ما تا حد امکان ساده و موثرتر می کنند.

تجربه های آن ها به ما تعلق خواهد گرفت و ما را از راه های

فرعی ، غیرضروری و خطاهایی که احتمال دارد به وجود آید حفظ می کنند.

آن ها ما را زمانی که به طور عملی کار می کنیم زیر نظر می گیرند و بازخوردهای لازم را

به ما می دهند و باعث می شوند تجربه های مفید و موثری را به دست آوریم.

فواید این روش (انتخاب کردن یک استاد برای کسب تجربه و مهارت)

تنها به صرف جویی زمان خلاصه نمی شود.وقتی که ما با تمرکز بالا در هرزمینه ای

آموزش بینیم این آموزش ها از ارزش بسیار بالایی برخوردار می شوند.

این آموزش ها چون با تمرکز بسیار بالا و تمرین بسیار همراه بوده اند به صورت عمیق تر و بهتری

در ذهن ما باقی می مانند.به همین ترتیب ایده ها و رشد فردی ما با سرعت بالاتری و در زمان کمتریشکوفا می شوند.

ما می توانیم با یک آموزش موثراز انرژی دوران جوانی و خلاقیت هایمان نهایت استفاده را ببریم.

نکته ی مهمی که در مورد یک آموزش موثر و ایده آل وجود دارد این است که :

هر چقدر ما نسبت به استادی که انتخاب می کنیم احساس خوبی داشته باشیم یا به

طور عامیانه از او خوشمان بیاید خیلی بیشتر و بهتر می توانیم

از آموزش های او استفاده کنیم.نکته ی مهم این که این احساس خوب و مثبت

باید دو طرفه باشد به این دلیل که :

فرآیند یادگیری در سطح بالاتری از سطح معمول انجام می شود و طرز تفکر ما را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

همچنین وقتی یک رابطه ی مثبت و خوب بین ما و اساتیدی که انتخاب می کنیم وجود آید

آن ها رازهای کارشان را برای ما می گویند  و همچنین امکان یادگیری دقیق تر و موثرتری را به وجود می آورد.

این را هم در نظر داشته باشید که اگر چه داشتن یک استاد در زهر زمان بهترین گزینه ی ممکن است

ولی همیشه پیدا کردن یک استاد ایده آل کار آسانی نمی باشد.در چنین موقعیتی پیدا کردن

چندین استاد دیگر و پر کردن آن بخش هایی از دانش و تجربه که در آن ها دچار چالش شده ایم گزینه ی مناسبی

می باشد.

داشتن چندین استاد مزایای دیگری هم دارد از جمله : گسترش ارتباطات ما و همچنین داشتن

پشتیبان هایی است که بعد ها  می توانیم از ان ها کمک بگیریم.

اگر شرایط ما باعث ایجاد محدودیت ارتباط با دیگران می شود، می توانیم از کتاب ها به عنوان استادان

موقت استفاده کنیم.باید تا جایی که ممکن است این کتاب ها و نویسندگان آن ها را

به استادان زنده تبدیل کنیم.

اساتید مختلف نقاط ضعف و نقاط قوت مخصوص به خود را دارند.باید در انتخاب اساتید بسیار دقت کنیم

زیرا بعضی از آن ها نسبت به کارهایی که ما انجام می دهیم وابسته می شوند و

دوست ندارند که ما هیچ وقت مستقل شویم.آن ها به جوانی ما حسادت می کنند و به طور ناخود آگاه

مانع رشد و پیشرفت ما می شوند.هدف ما باید بهره بردن از دانش ان ها باشد و پس از آن

راه خودمان را از آن ها جدا کنیم.زیرا اگر

ماندن در خدمت آن ها را تمدید کنیم اجازه ی تخریب اعتماد به نفس مان را صادر کرده ایم و

بهای آن را هم می پردازیم.

اما اگر با تحقیق و اگاهی اساتید خوب را انتخاب کنیم ان ها اجازه می دهند که ما روش خود را

در پیش بگیریم و پس از پایان آموزش آن ها را ترک کنیم.این دسته از اساتید می توانند

جزء دوستان و همکاران ما در تمام عمر باشند.

تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی
تاثیر استاد در آموزش رسالت فردی

 

با بیان خوش جاودان و ثروت آفرین باشید.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + 2 =