۵ تکنیک کاربردی برای تقویت مهارت بداهه گویی

۵ تکنیک کاربردی برای تقویت مهارت بداهه گویی

تا به حال برایتان پیش آمده کسی ناگهان از شما بخواهد چند دقیقه درباره یک موضوع صحبت کنید و درست همان لحظه احساس کنید هیچ جمله‌ای به ذهنتان نمی‌رسد؟

شاید موضوع را به‌خوبی بدانید، تجربه زیادی هم در آن زمینه داشته باشید، اما وقتی قرار است بدون آمادگی قبلی صحبت کنید، کلمات به‌راحتی کنار هم قرار نگیرند.

اینجاست که اهمیت بداهه گویی مشخص می‌شود.

بداهه گویی به زبان ساده یعنی بتوانید در لحظه فکر کنید، ایده‌ها را مرتب کنید و آن‌ها را به شکل قابل فهم بیان کنید. بنابراین بداهه گویی فقط به معنای حرف زدن بدون برنامه یا گفتن هر چیزی که همان لحظه به ذهن می‌رسد نیست.

یک بداهه‌گوی خوب معمولاً از دانش، تجربه، دایره واژگان، قدرت شنیدن، سرعت پردازش ذهنی و مهارت بیان خود استفاده می‌کند تا در یک موقعیت غیرمنتظره پاسخ مناسبی ارائه دهد.

مهارت بداهه گویی در سخنرانی اهمیت زیادی دارد؛ چون حتی اگر برای یک سخنرانی کاملاً آماده باشید، باز هم ممکن است اتفاقی بیفتد که در متن شما وجود نداشته است.

ممکن است مخاطب سؤال غیرمنتظره‌ای بپرسد، ترتیب برنامه تغییر کند، بخشی از ارائه حذف شود یا از شما بخواهند درباره موضوعی که از قبل آماده نکرده‌اید صحبت کنید.

در چنین شرایطی، کسی که روی تقویت مهارت بداهه گویی کار کرده است، راحت‌تر خودش را جمع‌وجور می‌کند و اجازه نمی‌دهد یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده کل روند صحبتش را به هم بریزد.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

آیا بداهه گویی یک استعداد ذاتی است؟

یکی از باورهای اشتباه درباره بداهه گویی این است که بعضی افراد از ابتدا بداهه‌گو هستند و بعضی دیگر چنین استعدادی ندارند.

البته تفاوت‌های فردی در سرعت فکر، دایره واژگان و اعتمادبه‌نفس وجود دارد، اما بخش زیادی از این مهارت با تمرین قابل توسعه است.

کسی که امروز نمی‌تواند درباره یک موضوع ساده دو دقیقه صحبت کند، الزاماً قرار نیست همیشه همین‌طور بماند.

اگر ذهن خود را به شکل منظم با موقعیت‌های مختلف روبه‌رو کنید، به‌مرور پیدا کردن کلمات، ساختن جمله و ارتباط دادن ایده‌ها برایتان راحت‌تر می‌شود.

نکته مهم این است که هدف تمرین بداهه گویی، سریع حرف زدن به هر قیمتی نیست.

قرار نیست آن‌قدر سریع صحبت کنید که مخاطب نتواند شما را دنبال کند. هدف این است که فاصله بین «فکر کردن» و «بیان کردن» کمتر شود و بتوانید با وجود فشار موقعیت، منسجم صحبت کنید.

۵ تکنیک کاربردی برای تقویت مهارت بداهه گویی:

اگر می‌خواهید بداهه گویی در سخنرانی برایتان راحت‌تر شود، لازم نیست از همان ابتدا تمرین‌های پیچیده انجام دهید.

اتفاقاً بهتر است با تمرین‌های ساده شروع کنید و به‌تدریج محدودیت زمانی و ذهنی بیشتری به آن‌ها اضافه کنید.

در ادامه پنج تکنیک کاربردی را بررسی می‌کنیم.

یکی از ساده‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین تمرین‌ها برای تقویت بداهه گویی این است که یک موضوع ساده انتخاب کنید و بدون توقف درباره آن صحبت کنید.

موضوع می‌تواند هر چیزی باشد:

  • یک فنجان
  • تلفن همراه
  • کتاب
  • سفر
  • صبحانه
  • دوست خوب
  • ورزش
  • خرید کردن
  • یک خاطره
  • حتی یک وسیله‌ای که همین حالا کنار شما قرار دارد

مثلاً یک لیوان را جلوی خودتان بگذارید و تایمر را روی سه دقیقه تنظیم کنید.

حالا شروع به صحبت کنید.

در ابتدای تمرین ممکن است بعد از ۲۰ یا ۳۰ ثانیه احساس کنید دیگر چیزی برای گفتن ندارید. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تمرین شروع می‌شود.

به جای اینکه بگویید «دیگر چیزی به ذهنم نمی‌رسد»، موضوع را از زاویه دیگری بررسی کنید.

مثلاً درباره یک لیوان می‌توانید از جنس آن شروع کنید، بعد به کاربردش برسید، خاطره‌ای درباره لیوان تعریف کنید، آن را با فنجان مقایسه کنید و در ادامه درباره تأثیر وسایل ساده در زندگی روزمره صحبت کنید.

قرار نیست حرف‌های شما از همان ابتدا فوق‌العاده باشند.

هدف این تمرین این است که ذهن شما یاد بگیرد وقتی یک موضوع در اختیارش قرار گرفت، سریع‌تر برای آن مسیر کلامی پیدا کند.

چطور این تمرین را مؤثرتر کنیم؟

بعد از چند روز، تمرین را سخت‌تر کنید.

به جای سه دقیقه، موضوع را به مدت چهار یا پنج دقیقه ادامه دهید.

بعد یک محدودیت جدید اضافه کنید؛ مثلاً اجازه نداشته باشید از کلمات «خب»، «مثلاً»، «یعنی» و صداهای مکثی مثل «اِ…» و «اوم…» بیش از حد استفاده کنید.

به این ترتیب علاوه بر بداهه گویی، روی روانی و کیفیت بیان خود نیز کار می‌کنید.

یکی از مشکلات رایج در بداهه گویی این است که فرد فقط درباره موضوعاتی که از قبل می‌شناسد راحت صحبت می‌کند.

برای اینکه ذهن شما انعطاف‌پذیرتر شود، باید یاد بگیرد بین موضوعات ظاهراً نامرتبط ارتباط ایجاد کند.

برای این کار سه کلمه کاملاً تصادفی انتخاب کنید.

مثلاً:

کتاب، باران، کفش

حالا باید یک صحبت کوتاه بسازید که هر سه کلمه در آن جای داشته باشند.

می‌توانید بگویید:

«وقتی هوا بارانی است، یکی از چیزهایی که همیشه باید همراهتان باشد کفش مناسب است. البته باران برای من یادآور کتاب خواندن هم هست؛ چون بسیاری از آدم‌ها یک عصر بارانی را بهترین زمان برای نشستن در خانه و خواندن یک کتاب می‌دانند…»

مهم نیست ارتباطی که می‌سازید در ابتدا کمی عجیب باشد.

هدف اصلی، فعال کردن قدرت ارتباط‌سازی ذهن است.

در یک سخنرانی واقعی هم ممکن است مخاطب سؤال یا موضوعی را مطرح کند که دقیقاً مطابق برنامه شما نیست. در چنین شرایطی توانایی ایجاد ارتباط بین اطلاعات مختلف می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

یک مرحله سخت‌تر:

بعد از مدتی تعداد کلمات را به چهار یا پنج کلمه افزایش دهید.

حتی می‌توانید از یک دوست بخواهید کلمات را به‌صورت تصادفی برایتان انتخاب کند و شما فقط چند ثانیه فرصت داشته باشید که شروع به صحبت کنید.

این تمرین به شکل هم‌زمان روی سرعت فکر، دایره واژگان، خلاقیت و واکنش کلامی کار می‌کند.

یکی از بهترین روش‌ها برای تقویت بداهه گویی این است که شرایطی را تمرین کنید که احتمال دارد در دنیای واقعی با آن‌ها روبه‌رو شوید.

فرض کنید در یک جلسه کاری هستید و مدیر از شما می‌پرسد:

«اگر قرار باشد این پروژه را با نصف بودجه انجام دهید، چه پیشنهادی دارید؟»

یا در یک جمع دوستانه ناگهان از شما می‌خواهند چند دقیقه درباره شغلتان صحبت کنید.

یا در یک جلسه سخنرانی، مخاطب سؤال متفاوتی از شما می‌پرسد.

به جای اینکه فقط به این موقعیت‌ها فکر کنید، با صدای بلند پاسخ دهید.

مثلاً این موقعیت‌ها را برای خودتان بسازید:

  • اگر در یک جلسه کاری از شما نظر بخواهند، چه می‌گویید؟
  • اگر کسی از شما درباره یک موضوع تخصصی سؤال کند و پاسخ دقیق را ندانید، چطور واکنش نشان می‌دهید؟
  • اگر سخنرانی شما پنج دقیقه زودتر تمام شود، چطور صحبتتان را ادامه می‌دهید؟
  • اگر مخاطب با نظر شما مخالفت کند، چطور پاسخ می‌دهید؟
  • اگر از شما بخواهند درباره یک موضوع کاملاً تصادفی دو دقیقه صحبت کنید، چه می‌گویید؟

در این تمرین، پاسخ را در ذهن نگه ندارید.

بلند صحبت کنید.

چون بداهه گویی فقط یک فعالیت ذهنی نیست. ذهن و زبان باید همزمان با یکدیگر کار کنند.

اگر واقعاً می‌خواهید پیشرفت خود را ببینید، گوشی تلفن همراه می‌تواند یکی از بهترین ابزارهای تمرین شما باشد.

یک موضوع انتخاب کنید، دوربین را روشن کنید و برای دو تا سه دقیقه درباره آن صحبت کنید.

لازم نیست فیلم را منتشر کنید.

هدف فقط این است که بتوانید اجرای خودتان را ببینید و بشنوید.

بعد از پایان تمرین، فیلم را با دقت بررسی کنید.

به چند نکته توجه داشته باشید:

آیا زیاد مکث می‌کنید؟

آیا جمله‌هایتان نیمه‌کاره می‌ماند؟

آیا بیش از حد از کلماتی مثل «خب»، «یعنی» و «مثلاً» استفاده می‌کنید؟

آیا سرعت صحبت کردنتان یکنواخت است؟

آیا صدایتان در پایان جمله‌ها ضعیف می‌شود؟

آیا هنگام صحبت کردن ارتباط چشمی مناسبی با دوربین دارید؟

آیا زبان بدنت با حرف‌هایتان هماهنگ است؟

در اولین فیلم احتمالاً ایرادهای زیادی پیدا می‌کنید.

اشکالی ندارد.

اتفاقاً دیدن همین ایرادها به شما کمک می‌کند تمرین بعدی را هدفمندتر انجام دهید.

مثلاً اگر متوجه شدید زیاد مکث می‌کنید، در تمرین بعدی به جای تمرکز روی محتوای پیچیده، فقط روی کاهش مکث‌های بی‌دلیل کار کنید.

بعد از چند هفته، فیلم‌های قدیمی خود را با فیلم‌های جدید مقایسه کنید.

این مقایسه یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای مشاهده پیشرفت واقعی در بیان است.

بداهه گویی به معنای بی‌ساختار حرف زدن نیست.

اتفاقاً یکی از رازهای مهم یک سخنرانی بداهه خوب این است که حتی در شرایط غیرمنتظره، یک ساختار ساده در ذهن داشته باشید.

یکی از ساختارهای کاربردی، مدل چهارمرحله‌ای زیر است:

نکته → دلیل → مثال → جمع‌بندی

فرض کنید از شما پرسیده شود:

«آیا مطالعه برای تقویت فن بیان مفید است؟»

می‌توانید خیلی ساده پاسخ دهید:

نکته:
«بله، مطالعه می‌تواند به تقویت فن بیان کمک کند.»

دلیل:
«چون با خواندن مطالب مختلف، با واژه‌ها، ساختارهای جمله و شیوه‌های متفاوت بیان آشنا می‌شویم.»

مثال:
«مثلاً فردی که به‌طور منظم مقاله و کتاب می‌خواند، معمولاً برای بیان یک مفهوم واژه‌ها و مثال‌های بیشتری در اختیار دارد.»

جمع‌بندی:
«بنابراین مطالعه به‌تنهایی برای سخنران شدن کافی نیست، اما می‌تواند یکی از ابزارهای مؤثر برای تقویت پشتوانه کلامی باشد.»

این ساختار باعث می‌شود حتی وقتی آمادگی قبلی ندارید، ذهنتان یک مسیر مشخص برای ادامه صحبت داشته باشد.

در نتیجه به جای اینکه دنبال جمله بعدی بگردید، می‌دانید مرحله بعدی صحبتتان چیست.

چگونه تمرین بداهه گویی را سخت‌تر کنیم؟

وقتی تمرین‌های اولیه برایتان آسان شد، نباید همان سطح را برای همیشه ادامه دهید.

در مرحله بعد، محدودیت ایجاد کنید.

مثلاً ابتدا درباره یک موضوع سه دقیقه صحبت کنید.

بعد همین تمرین را با ۳۰ ثانیه زمان انجام دهید.

در مرحله بعد از یک نفر بخواهید وسط صحبتتان یک کلمه تصادفی بگوید و شما آن کلمه را وارد صحبت خود کنید.

یا از دوستتان بخواهید بدون اطلاع قبلی یک موضوع انتخاب کند و شما فقط پنج ثانیه برای شروع صحبت فرصت داشته باشید.

یک تمرین دیگر این است که درباره یک موضوع صحبت کنید، اما اجازه استفاده از چند واژه رایج آن موضوع را نداشته باشید.

مثلاً موضوع «مدرسه» باشد، اما اجازه نداشته باشید از کلماتی مثل «دانش‌آموز»، «معلم» یا «درس» استفاده کنید.

این تمرین باعث می‌شود برای انتقال مفهوم، به دنبال واژه‌ها و مسیرهای جدید بگردید.

در نتیجه دایره انتخاب کلامی شما گسترده‌تر می‌شود.

اشتباهات رایج در تمرین بداهه گویی:

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که فرد انتظار داشته باشد از همان روز اول روان و حرفه‌ای صحبت کند.

بداهه گویی مهارتی است که با تکرار شکل می‌گیرد.

اشتباه دیگر، تلاش برای سریع حرف زدن است.

سرعت زیاد به‌تنهایی نشانه تسلط نیست. اگر مخاطب نتواند صحبت شما را به‌راحتی دنبال کند، سرعت بالا حتی می‌تواند اثر منفی داشته باشد.

اشتباه بعدی، ترس از اشتباه کردن است.

وقتی دائماً به خودتان فکر کنید که «نکند جمله‌ام اشتباه باشد؟»، بخش زیادی از ظرفیت ذهنی شما صرف کنترل خودتان می‌شود.

در نتیجه پیدا کردن ایده و واژه سخت‌تر می‌شود.

در تمرین، اجازه دهید اشتباه کنید.

بعد از تمرین آن را تحلیل کنید و برای دفعات بعد اصلاحش کنید.

یک اشتباه دیگر هم این است که فقط در ذهن تمرین کنید.

اگر قرار است در سخنرانی بتوانید روان صحبت کنید، باید تمرین‌های خود را به شکل کلامی انجام دهید.

فکر کردن درباره اینکه «اگر چنین سؤالی پرسیده شود چه جوابی می‌دهم؟» مفید است، اما کافی نیست.

جواب را با صدای بلند بگویید.

جمع‌بندی:

بداهه گویی چیزی فراتر از این است که بدون آمادگی قبلی شروع به حرف زدن کنیم.

یک بداهه‌گوی خوب باید بتواند در لحظه فکر کند، اطلاعات مختلف را به هم ارتباط دهد، کلمات مناسب را پیدا کند و در نهایت منظور خود را منظم و قابل فهم بیان کند.

به همین دلیل تقویت مهارت بداهه گویی مستقیماً با مهارت‌هایی مانند هوش کلامی، دایره واژگان، حضور ذهن، گوش دادن و فن بیان ارتباط دارد.

برای شروع لازم نیست تمرین‌های پیچیده انجام دهید.

با سه دقیقه صحبت درباره یک موضوع ساده شروع کنید، بعد به سراغ اتصال کلمات نامرتبط بروید، موقعیت‌های ناگهانی را شبیه‌سازی کنید، اجرای خود را با دوربین بررسی کنید و در نهایت ساختارهای ساده‌ای برای سازمان‌دهی پاسخ‌های خود یاد بگیرید.

مهم‌تر از همه، از اشتباه کردن نترسید.

قرار نیست اولین تمرین شما شبیه اجرای یک سخنران حرفه‌ای باشد. هدف تمرین این است که ذهن و زبان شما به‌تدریج هماهنگ‌تر شوند.

وقتی این هماهنگی بیشتر شود، در جلسات، گفت‌وگوها و بداهه گویی در سخنرانی کمتر احساس می‌کنید که ذهنتان خالی شده است و راحت‌تر می‌توانید حرفتان را ادامه دهید.

سوالات متداول:

بداهه گویی چیست؟

بداهه گویی توانایی فکر کردن و صحبت کردن درباره یک موضوع بدون وابستگی کامل به متن یا محتوای از پیش آماده‌شده است. این مهارت به سرعت پردازش ذهنی، دایره واژگان، دانش و توانایی سازمان‌دهی مطالب ارتباط دارد.

بهترین تمرین برای تقویت بداهه گویی چیست؟

صحبت کردن بدون توقف درباره یک موضوع ساده یکی از تمرین‌های مناسب برای شروع است. می‌توانید یک شیء انتخاب کنید و سه دقیقه درباره ویژگی‌ها، کاربردها، خاطرات و موضوعات مرتبط با آن صحبت کنید.

آیا تند صحبت کردن باعث بهتر شدن بداهه گویی می‌شود؟

هدف بداهه گویی سریع حرف زدن نیست. تمرین‌های افزایش سرعت واکنش کلامی می‌توانند مفید باشند، اما در سخنرانی باید سرعتی را انتخاب کنید که برای مخاطب واضح و قابل دنبال کردن باشد.

روزانه چقدر برای تمرین بداهه گویی زمان بگذاریم؟

برای شروع می‌توانید روزانه حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه تمرین کنید. استمرار تمرین اهمیت بیشتری از طولانی بودن هر جلسه دارد.

آیا تمرین جلوی دوربین به بهبود بداهه گویی کمک می‌کند؟

بله. ضبط کردن صحبت‌ها به شما امکان می‌دهد مکث‌ها، تکیه‌کلام‌ها، سرعت بیان، لحن و زبان بدن خود را بررسی کنید و تمرین‌های بعدی را هدفمندتر انجام دهید.

دیدگاه و نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط و مشابه